الشيخ رسول جعفريان
266
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
فاطمه عليه السّلام ، كسى جز على بن حسين عليه السّلام براى اين كار وجود نداشت . اما آيا در ذهن آنها دقيقا همين مطلب وجود داشته است يا نه ، تاريخ چيزى گزارش نكرده است . به نظر مىرسد رابطهء سياسى خاصى بين امام سجاد عليه السّلام و توابين وجود نداشته و آنچه بيشتر رنگ نهضت را شيعه نشان داد ، شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايههاى عاطفى آن است . يعنى توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن على عليه السّلام و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه . در اين حركت نامى از محمد بن حنفيه نيز وجود ندارد . اشتباه عمدهء سياسى آنها عدم سنجش موقعيت ، خارج شدن از كوفه ، و سپردن خود به دست حوادث بود . مختار نيز به دليل اين اعتقاد خود كه رهبرى اين حركت توانايى درك مسائل نظامى و سياسى را ندارد ، حاضر به همكارى نشد و حتى موجب شد تا تعدادى از شيعيان از حمايت نهضت توابين خوددارى كنند . همين ابهام دربارهء ارتباط امام سجاد عليه السّلام با دومين جنبش شيعى يعنى جنبش مختار وجود دارد . اين ارتباط نه تنها از زاويهء نگرش سياسى ، بلكه از بعد اعتقادى نيز مشكلاتى را در بر دارد . گفتهاند كه مختار پس از آنكه موفق شد در كوفه شيعيانى را به سوى خود جذب كند ، از على بن حسين عليه السّلام استمداد جست ، اما امام روى خوش نشان نداد . « 1 » چنين موضعى از سوى امام با توجه به سياستى كه امام تا به آخر دنبال كرد ، منطقى به نظر مىرسد . امام از پس از حادثهء كربلا دريافته بود كه امكان احياى اين جامعهء مرده با در دست گرفتن رهبرى آن وجود ندارد . به علاوه درگير شدن در يك حركت سياسى ديگر ، با وجود قدرت ديگر احزاب ، خطراتى را در پى داشت كه به ريسك كردن آن نمىارزيد . به همين دليل ، ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت ، به خوبى نشان مىدهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسى نبوده و در بسيارى از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناى مشخص فعاليت سياسى بوده است .
--> ( 1 ) . رجال الكشى ، ص 126